چه خواب شیرینی ! ترا در خود خواب می شوم و خود را در تو خواب می کنم سکوت را هیچ نمی گویم و آرام پلک هایم ، چشمانم را در تاریکی می پوشانند چه خواب شیرینی ... ذره ذره از خود رها می شوم و با تو راهی قصه ها می شوم قصه همان است که که در رویای من بود چه خواب شیرینی ... می رسم به هر آنچه نمی توان رسید اهای " خوشبختی " تو اینجایی ؟!

+
نوشته شده در سه شنبه 21 اسفند1386ساعت 11:29 قبل از ظهر توسط هانیه
|
