تبليغاتX
... و باز هم زندگی

مهمان عزيزي را به خانه ي دستان تهي ام مي اري ...

انگشتهايت

 

پر شورترين سمفوني را مي نوازد .

 

بر پيانوي خاموش دستهاي مشتاقم

 

گرم مي شوم .

 

چندان كه فراموش مي كنم

 

ان سوي پنجره

 

باد و باران و برگ

 

به پيشواز زمستان رفته اند .

 

دستهايت در من مي رويند ،

 

واژه ها

 

از فرهنگ هاي لغت ايستاده در صف كتابخانه

 

پياده ميشوند ...

 

زانو ميزنند ...

 

و ناتواني شان را به اعتراف مي نشينند .

 

لب هايت را بر لبانم ميگذاري ،

 

چشم هامان

 

بي نياز به كلمات فاخر

 

با يكديگر سخن ميگويند ...

 

 

پ.ن.

شايد قابل وصف نباشه كه بتونم بگم چقــــــــــــدر دلم براتون تنگ شده بود.

يه سري به وبلاگها زدم ولي صرفا همين امروز قادر نيستم كه پاي ميز كامپيوتر بشينم و در بخش نظر خواهي ها جبران محبت كنم !!!

هنوز به خاطر كمر دردي كه دارم مجبورم اين _ صندلي محبوب !!! _ را كه تنها رابط من با شماها است هر چه سريعتر ترك كنم !

به نوبت مهمان خانه هاي  پر مهرتان خواهم بود ...

+ نوشته شده در دوشنبه 28 آبان1386ساعت 2:46 بعد از ظهر توسط هانیه |

 

خدا را شكــــــــــــــــــــر !

باز هم خدا ثابت كرد كه تنهام نذاشته و مثل هميشه باهام بوده و هست ...

وقتي بيهوش توي خون غلط ميزدم دستمو گرفت و گفت بلند شو !

بهم اين قدرتو داد و ازم خواست كه بلند شم و يكي رو صدا بزنم كه بياد كمكم...!

چه روز وحشتناكي بود واسم ...

شايد با مرگ يكي دو قدم بيشتر فاصله نداشتم !!!

نميدونم با چه زبوني يا چطوري بايد شكرگذار خداي مهربونم باشم ؟!

هميشه شرمنده ي الطاف بي پايان خدا هستم .

.

.

.

تو را با اين همه توجه و مهربانيت سپاس !

سپـــــــــــــاس خدايا !

 

پايان نوشت:

عزيزانم حال و روزم بهتر از روزاي قبل هستش.

نمي خواستم با گذاشتن اين پست نگرانتون كنم.

ففط براي بهتر شدنم دعا كنيد.

و از دستم دلخور نباشين كه چرا به وبلاگ هاتون سر نزدم!

بهتر كه شدم ميام.

دوستــــــــــــــون دارم.

 

ديگر نوشت:

 

تو اين مدت اونايي كه بهم سر میزدن و ازم عیادت ميكردن ميگفتن:

" خدا بد نده ...! "

ميخوام بگم كه " خدا  " هيچوقت بد نمي ده !

ما انسانها چشم بصيرت و ديدن خيلي چيزها رو نداريم !!!

اين عكسهارو ببينين ...

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نظرتون چیه؟!

+ نوشته شده در چهارشنبه 9 آبان1386ساعت 5:25 بعد از ظهر توسط هانیه |